مرتضى راوندى
572
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بزرگ علوى « . . . تربيت خانوادگى و اقامت چندين ساله در آلمان ، اثر خود را بر داستانهاى علوى گذاشته است . قهرمان اغلب اين داستانها ، جوان فرنگ ديده و متجددى است كه ديگر نمىتواند آداب و رسوم و « هوا » ى اينجا را تحمل كند . « ف » نمونهء جوانانى است كه در دورهء رضا شاه به خارج اعزام شدند و چون بازگشتند ، خسته از رسمهاى دستوپاگير ، به مخالفت با سنتهاى فرسوده پرداختند . « ف » گرامافون گوش مىدهد ، زبان خارجى مىداند و همچون روشنفكران جامعه گريز هدايت « مردم را لايق نمىداند كه با آنها حرفهاى جدى بزند . » وجود زنهاى مرفه خارجى نيز ، همانند نثر ترجمه مانند داستانها ، از تجربهء زيست نويسنده در اروپا ناشى مىشود ، نثر علوى سواى نثر جمالزاده و هدايت است . او زبان غنى كوچه و بازار را به كار نمىبرد ، زبان سادهاى دارد كه براى تشخيص تأثير زبانهاى اروپايى در بافت آن دقت چنانى لازم نيست . از لحاظ محتوى نيز اثر رمانتيسم بدبينانهء ادبيات آلمان بر كارهاى علوى آنچنان عميق است كه حتى « اجتماعى » ترين داستانهاى اين دورهاش را دربر مىگيرد . آنچه چمدان را به مجموعه داستانى خواندنى مبدل مىكند ، ضديت آشكار - اگرچه منفى - قهرمان داستانها با قراردادها و رسوم پذيرفته شده است . در اين داستانها ، كه فضايى رمانتيك دارند ، پدر مظهر نظام كهنهاى است كه در لباسى نو به سلطهء پدر سالارانه و جبارانهء خود ادامه مىدهد . تنفر از چنين پدرى در گرايش مسير داستانها به سوى مفاهيم فرويدى بىتأثير نيست . در سال 1316 گروهى روشنفكر و كارگر را به جرم شركت در محفلى كه مرام اشتراكى را تبليغ مىكرده ، دستگير كردند . اينان عقايد گوناگونى داشتند ، اما هستهء اصلى گروه كه گرد دكتر ارانى تشكيل شده بودند و مجلهء دنيا را از سال 1312 منتشر مىكردند ، ماترياليست بودند . اغلب افراد گروه كه از خانوادههاى ميانهحال و مرفه برخاسته بودند ، ضمن تحصيلات خود در خارج با ماترياليسم آشنا شده بودند . گروه ارانى در زندان با عدهاى ديگر از زندانيان سياسى ، كه در رابطههاى ديگر دستگير شده بودند ، آشنا شدند و « گروه 53 نفر » را به وجود آوردند . بىشك آشنايى بيشتر علوى - كه جزو دستگيرشدگان بود - با ارانى در تغيير مسير ادبىاش - از داستانهاى روانشناسانه دربارهء آدمهاى منزوى ، به داستانهاى اجتماعى در مورد انسانهاى آرمانى - بيشترين تأثير را داشت . علوى كتابهاى پنجاه و سه نفر و ورقپارههاى زندان را تحت تأثير تجربهء همين محكوميت نوشت و پس از سقوط